این روزها همه چیز خز شده است ، از انواع تلفن همراه و تبلت گرفته ، تا عضویت در فیس بوک و وی چت خدا بیامرز !
روشن فکری در عینک دورمشکی کائوچویی و کافه نشینی های روشن فکری خلاصه می شود . دیگر سالن تئاتر جای سوزن انداختن نیست و فیلم های مخاطب خاص هم خوب می فروشند ، خاص بودن هم خز شده . حالا همه سفر اروپا می روند ، قهوه ی دارک می خورند و هنرمندند ، دوربین دارند و دست هایشان بوی رنگ می دهد ، ریش بزی می گذارند و مو هم دم اسبی می کنند ، البته اخیرا کچلی همراه با سبیل های خنجری ، منصوب به دوره ی سمک عیار و پوریای ولی هم مد شده .
یکی هم بود ، نسبتا به هم علاقه مند بودیم ، آوانگارد فکر می کرد و پست مدرنیته ازش می چکید ، نوشته هاش حرف نداشت و متفاوت لباس می پوشید ، اما یک روز به خودم آمدم و دیدم ، شده است مظهر عامه پسندی محض ! آخر همه ی دخترها عاشقش بودند ، او هم عاشق اکثر قریب به اتفاق دخترها بود . عامه پسند شده بود ! این جوری بود که ناخواسته از اوج قله های کلاس سقوط کرد در مکتب جواتیسم . دیگر محلش ندادم ، او هم خیلی شیک گفت : خداحافظ
غافل از این که ، خداحافظی هم خیلی وقت است ، خز شده !
حالا دیگر بی خیال همه چیز ، فقط می خواهم بشینم و چایی آب زیپو ام را گوشه ی خزترین پارک ملت دنیا هورت بکشم و از ضبط صوت فکسنی ام ، کمی عباس قادری گوش کنم !
سلام خانم اسدی
پاسخ دادنحذفواقعا همینطوره به همین خاطر بهترین راه شاید کناره گیری باشه از اینگونه جمع ها نمی دونم. به هرحال خوشحال شدم که به خونه مجازی تون سر زدین، موفق باشید.